محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

532

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

انسانيت خود را مىسازد و كسى كه چنين نكند ، از انسانيت تنها نام و صورتى همراه دارد . ( أنّ المؤمن لا يصبح و لا يمسي إلّا و نفسه ظنون عنده فلا يزال زاريا عليها و مستزيدا لها ) هر انسان خردمندى - چه مؤمن و چه كافر - خود را در موضع اتهام قرار مىدهد و كاستىها را بر خود خرده مىگيرد و درخواست كمال بيشترى از خويشتن دارد و مىخواهد از زشتىها و بدىها پاك باشد . يكى از بزرگترين زشتىها آن است كه انسان خود را بدون عيب بشمارد . ريشه اين غرور و خودپسندى جز جهل مركّب آدمى نيست ؛ چراكه هرچه بر دانش انسان افزوده گردد ، بايد احتمال خطا و خصلت نقدپذيرى در او بيشتر گردد . ( فكونوا كالسّابقين قبلكم ) در انجام نيكىها و خوبىها پيشگام باشيد . ( و الماضين امامكم ) اين بند عطف تفسير سخن گذشته است . ( قوّضوا من الدّنيا تقويض الرّاحل ) پس از گذر از دنيا هيچ راهى براى بازگشت به آن نيست . ( و طووها طيّ المنازل ) مراحل زندگى انسان همچون منزلگاه‌هاى سفر يكى پس از ديگرى مىگذرند . قرآن ( 3 - 4 ) « و اعلموا أنّ هذا القرآن هو النّاصح الّذي لا يغشّ و الهادي الّذي لا يضلّ و المحدّث الّذي لا يكذب و ما جالس هذا القرآن أحد إلّا قام عنه بزيادة أو نقصان زيادة في هدى أو نقصان من عمى و اعلموا أنّه ليس على أحد بعد القرآن من فاقة و لا لأحد قبل القرآن من غنى فاستشفوه من أدوائكم و استعينوا به على لأوائكم فإنّ فيه شفاء من